السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
178
سيره معصومان ( فارسي )
نگارنده : خدا رسوا كند آن ناصبى را كه حديث رسول خدا ( ص ) را از روى هوا و دشمنى با برادر و پسر عم آن حضرت مردود مىشمارد و خود در ( كتاب ) ميزان خويش مىگويد كه دشمنى با اهل بيت رسول خدا ( ص ) در عصر او فزونى گرفته است . شگفت نيست كه ذهبى چنين سخنى مىگويد زيرا او شاگرد ابن تيميه است . در سيرهء حلبيه آمده است : سخن ابن تيميه كه مىگويد : « از عمرو بن عبد ود جز در اين غزوه در جاى ديگرى نامى از وى به ميان نيامده است » . رد مىشود به اين كه عمرو در جنگ بدر به مبارزه پرداخت و مجروح شد و به همين سبب در جنگ احد شركت نكرد و چون روز خندق فرا رسيد ، علامتى به لباس خود نصب كرده بود تا شناخته شود . نگارنده : اين نكته را حاكم در مستدرك به سند خود نقل كرده و به ابن اسحاق رسانده است كه : عمرو بن عبد ود مرد شماره سه قريش بود كه در روز بدر جنگيد و زخمى شد و نتوانست در نبرد احد شركت جويد . از همين رو در جنگ خندق با نشانى كه بر خود نصب كرده بود تا جايگاهش را بنماياند ، خارج شد . در سيرهء حلبيه آمده است : همچنين سخن ابن تيميه از آن چه گذشت مردود مىشود كه عمرو نذر كرده بود كه تا وقتى محمد را نكشد ، سر خود را روغن نمالد . نگارنده : و باز ناقض سخن ابن تيميه است اين كه عمرو معروف به شهسوار يليل بوده است . يليل نام جايى بوده كه عمرو در آنجا جنگ مشهورى داشته است و در شعر مسافع كه قبلا نقل شده و بازهم خواهد آمد ، به همين لقب او را مسمّى كردهاند . همچنين در سوگوارههايى كه در رثاى عمرو سرودهاند ، سخنانى ديده مىشود كه حاكى از زيركى و شجاعت عمرو مىباشد و نشانگر آن است كه وى در ميان قريش از مرتبتى بزرگ برخوردار بوده است . مؤلف سيرهء حلبيه گويد : استدلال ابن تيميه به اين كه مىگويد : چگونه ممكن است كشته شدن عمرو به دست على از عبادت ثقلين برتر باشد ، دچار اشكال است ، زيرا قتل عمرو در حقيقت ، نصرت دين و خوارى كافران بوده است . نگارنده : معلوم الحالى ابن تيميه امرى است كه موجب مىشود او با بديهيات هم بستيزد . انسان اگر نگاهى كوتاه بر اين غزوه بيندازد ، مىبيند دهها هزار تن ، به سختى مدينه و مردم آن را محاصره كردهاند . كمتر از يك سوم مردم مدينه هم جزو منافقان هستند . بنى قريظه هم در كنار مردم مدينه هستند و آنان از اين يهوديان بر زن و فرزندان خويش بيمناكاند و خوف و هراسى كه به مسلمانان